حماسه سازان نهضت حسيني چاپ ايميل

تاريخ چون آئينه اي ، حوادث تلخ و شيريني را كه در آن رخ داده ، منعكس مي كند . در ميان حوادث تاريخ اسلام ، واقعه کربلا ، از ويژگي خاصي برخوردار است . حماسه امام حسين (ع) ، به عنوان نماد رويارويي حق و باطل و جانبازي در راه دين ، شناخته شده است . نهضت امام حسين (ع) نه تنها يک رويداد ، بلکه يک فرهنگ زنده و حركت آفرين است . فرهنگي برخاسته از متن اسلام که نقشي حياتي در پايداري و استمرار ارزشهاي متعالي دين ايفا کرد . اين رويداد در مسير زمان ، چون چشمه اي جوشان ، تشنگان حقيقت و عدالت را از آب زلال سيراب کرده و الهام بخش بسياري از نهضت هاي حق طلبانه شده است . صحنه هاي اين قيام ماندگار و نقش آفريني حماسه سازان آن، همواره الگويي جاودان براي انسانهاي با بصيرت و عدالتخواه بوده است .

اين حقيقت در سپاه امام حسين (ع) به خوبي مشهود بود که ياران امام ، آگاهانه به آن حضرت پيوسته بودند و با عشق و شور و ايمان پا به عرصه جانبازي مي گذاشتند . براي امام حسين (ع) و يارانش درد ناشي از جهل و ناداني مردم ، سخت تر از زخم شمشيرها بود . از اين رو ، زدودن پرده هاي جهل از افكار مردم ، جهادي مهم براي آنان محسوب مي شد . در تاريخ کربلا آمده است که اکثر ياران امام ، با جملاتي روشنگرانه و آگاهي بخش ، به ترسيم حقيقت مي پرداختند . ياران امام حسين (ع) در هنگام نبرد ، ابتدا در قالب اشعاري حماسي و سخناني پرشور ، امام و خاندان پيامبر را معرفي مي كردند و سپس به ميدان كارزار پا مي نهادند . اين نشان مي دهد که دشمن ، تبليغات گسترده و مستمري را براي تخريب چهره خاندان پيامبر آغاز كرده بود . اين مسئله ، ياران امام را بر آن مي داشت كه در هر فرصتي از سيره و راه و روش امام حسين دفاع كنند . امام حسين (ع) و يارانش الگوي پرهيزگاري و رشادت بودند . آنها به واسطه تعالي روح و انديشه پاك خود ، نمي توانستند دربرابر ظلم و تباهي و فساد سكوت كنند . انجام رسالت خطيري که بر دوش ياران حسين بن علي (ع) در کربلا نهاده شده بود ، جز از طريق آراسته شدن به فضائل انساني امکان پذير نبود . بدون شک ، مجموعه اي از ويژگي هاي برجسته انساني در جوانان و نوجوانان کربلا به چشم مي خورد كه آنان را به عنوان دلاورمردان تاريخ ، جاودانه ساخت . ياران حسين بن علي (ع) ، به کامل ترين مراحل ايمان دست يافته بودند و از خود گذشتگي ايشان ، از ايمان والاي آنها حكايت مي كرد .


برجسته ترين خصوصيت حماسه سازان کربلا ، وفاداري آنان به امام حسين (ع) و آرمانهاي آن حضرت بود . آنان در سخت ترين شرايط ، حاضر نشدند عهدي را که با امام خود بسته بودند ، نقض كنند . در ميان ياران و اصحاب امام حسين (ع) ، حضرت عباس (ع) از جايگاهي ممتاز برخوردار بود . نام ايشان هميشه با صفت رشادت و وفاداري ، قرين است . عباس پسر حضرت علي (ع) و برادر امام حسين (ع) بود و مادرش امّ البنين نام داشت . عباس جواني رشيد و دلاور بود . او از نظر فضائل روحي و اخلاقي و کمالات علمي در ميان جوانان و مردان خاندان امام حسين ، شاخص بود . حضرت عباس را به خاطر سيماي جذابش ، قمر بني هاشم يعني " ماه بني هاشم " لقب داده بودند . او از کودکي ارادتي خاص به امام حسين (ع) داشت و همواره مراتب ادب را نسبت به برادر به جاي مي آورد . در قيام کربلا ، فرماندهي سپاه به حضرت عباس واگذار شد . محافظت از امام حسين(ع) ، پاسداري از خيمه گاه زنان و کودکان و جانبازي براي رساندن آب به فرزندان امام حسين ، زيباترين و حماسي ترين جلوه هاي زندگي حضرت عباس در کربلا بود . در کربلا ، سپاه يزيد براي به زانو درآوردن امام حسين و يارانش ، آب را به روي آنها بست . هنگامي که تشنگي ، فرزندان حسين را بي تاب کرد ، عباس (ع) داوطلب شد که براي آنها آب بياورد . او با دلاوري كم نظيري ، محاصره دشمن را در هم شکست و خود را به رود فرات رساند . دستانش را در آب فرات فرو برد . آب زلال و گوارايي كه در رودخانه موج مي زد ، عباس را بر آن داشت تا از جرعه اي از آن را برگيرد و بنوشد ، زيرا كه جانش از شدت تشنگي مي سوخت . اما ناگهان به ياد فرزندان تشنه حسين افتاد ، آب را ننوشيد و رها كرد . مشک را پر کرد و سراسيمه به سمت خيمه ها حرکت نمود . در اين هنگام ، دشمن با تيري دست او را قطع کرد . او مشک را با دست ديگرش گرفت تا به خيمه امام حسين برساند . اين بار دست ديگرش نيز قطع شد . حضرت عباس (ع) درصدد بود که به هر طريق ، خود را به خيمه گاه و کودکان تشنه برساند . از اين رو مشک را به دهان گرفت . اما رگبار تيرهاي دشمن ، او را نشانه گرفتند و بر پيكر او فرود آمدند . به اين ترتيب ، عباس (ع) به شهادت رسيد .


سرزمين کربلا ، شاهد رشادتهاي بي نظيري از فرزندان و ياران حسين بن علي (ع) است . قهرمان ديگر اين عرصه ، علي اکبر فرزند امام حسين (ع) بود . او جواني رشيد و دلاور بود و از نظر سيما ، شباهت زيادي به جدش رسول خدا (ص) داشت . علي اکبر در فضيلت و سخنوري نيز جواني ممتاز بود . زماني که علي اكبر خواستار رفتن به صحنه کارزار شد ، امام حسين (ع) با تمام علاقه اي که به وي داشت ، به او اجازه نبرد داد . فرزند رشيد امام ، راهي ميدان جنگ شد . امام حسين (ع) در حالي که قامت فرزندش را مشاهده مي کرد ، به درگاه خدا چنين عرضه داشت : " خدايا ! شاهد باش جواني به مبارزه مي رود که اخلاق ، سيما و گفتارش از همه به رسول خدا شبيه تر است . ما هر وقت شوق ديدار پيامبر را داشتيم ، به او مي نگريستيم ." علي اکبر ، فرزند امام با شهامت جنگيد و تعدادي از دشمنان را از پاي درآورد . پس از آن ، سربازان يزيد ، به صورت ناجوانمردانه از پشت به او هجوم آوردند و علي اكبر را به شهادت رساندند .

در ميان ياران حسين بن علي (ع) ، افرادي کهنسال نيز ديده مي شد . برخي از آنان از صحابه رسول خدا (ص) بودند . در ميان آنان ، حبيب بن مظاهر ، چون ستاره اي مي درخشيد که بارها در کنار رسول خدا (ص) و امام علي (ع) به دفاع از آئين پاك اسلام پرداخته بود . حبيب بن مظاهر با وجود سن زياد ، دلاورانه در صحنه کارزار جوشيد و خروشيد ، سپس به شهادت رسيد . يار قديمي او " مُسلم بن عُوسَجه " به همراه حبيب بن مظاهر از کوفه به کاروان امام حسين (ع) پيوسته بودند . دقايقي بعد از حبيب ، مسلم بن عوسجه نيز به شهادت رسيد . مسلم بن عوسجه جمله اي معروف دارد که خطاب به امام حسين عرض كرد : " اگر هفتاد بار کشته شوم و باز زنده شوم ، دست از ياري تو بر نمي دارم ."


"وهب" از ديگر حماسه سازان کربلا بود . او جواني مسيحي از کوفه بود كه با شنيدن پيام امام حسين (ع) ، با همسر و مادرش به سوي کربلا حرکت کرد . وهب ، مجذوب ظلم ستيزي ، حق طلبي و شجاعت امام حسين (ع) شده بود . او امام حسين را نماد اسلام مي ديد و از شدت علاقه به آرمانهاي امام ، به اسلام گرويد . در روز عاشورا ، به توصيه مادرش و با اجازه امام حسين(ع) به ميدان رفت . نقل شده است که وهب 19 سوار از سپاه دشمن را از پاي درآورد . آنگاه از ناحيه دو دست مجروح شد و به شهادت رسيد . دشمن سر بريده وهب را به سوي لشگر امام حسين (ع) پرتاب کرد . مادر وهب ، سر فرزند را در آغوش کشيد و سپس به نشانه اعتراض به دشمن ، سر وهب را به سوي لشگرگاه آنان انداخت . وهب به هنگام شهادت 25 سال داشت .
داستان نوجواني شجاع و آزاده به نام قاسم پسر امام حسن (ع) همواره در جريان نقل رويدادهاي عاشورا ، شنيده مي شود . قاسم ، برادرزاده امام حسين (ع) و فرزند امام حسن (ع) بود . در شب عاشورا هنگامي كه امام حسين (ع) به اصحاب خود ، خبر شهادت در راه خدا داد ، حضرت قاسم پرسيد : عموجان آيا اين فيض بزرگ نصيب من هم مي شود ؟ امام که تحت تاثير سخنان قاسم قرار گرفته بود ، از او پرسيد : پسرم مرگ در کام تو چه طعمي دارد ؟ قاسم پاسخ داد : مرگ در راه حق ، برايم از عسل شيرين تر است . در روز عاشورا ، قاسم كه نوجواني 13 ساله بود ، با اصرار زياد از امام اجازه گرفت و به ميدان نبرد رفت . او پس از معرفي خود ، دلاورانه به سپاه دشمن تاخت و سرانجام به شهادت رسيد .

حُرّ بن يزيد رياحي از ديگر دلاورمردان صحنه کربلاست که داستاني شنيدني دارد . حر در ابتدا از ياران امام نبود و يکي از سپاه هاي دشمن را فرماندهي مي كرد . در واقع سپاه حر ، اولين گروهي بود که قبل از روز عاشورا ، با کاروان امام روبرو شد . برخورد ملاطفت آميز امام با لشگريان حر ، او را به شدت تحت تاثير قرار داد . امام ، سپاه حر و حتي اسبان آنها را كه بسيار تشنه بودند ، سيراب كرد . در روز عاشورا ، در هنگامه نبرد ميان حق و باطل ، در درون حر نيز غوغايي عظيم برپا شد . جبهه امام حسين (ع) ، نماد پاكي ، جوانمردي و تمام فضيلتهاي انساني بود ، ولي جبهه مقابل ، كانون ناجوانمردي ، دد منشي و رذالت بود . حر در تعبيري ، حالات دروني خود را مانند کسي توصيف مي كرد كه ميان جهنم و بهشت گرفتار آمده است . بالاخره ترديد حُر به يقين تبديل شد و او تصميم خود را گرفت . او با عزمي استوار ، از همراهي باطل سرپيچي كرد . لذا اردوگاه باطل را ترك كرد و به سوي امام حسين (ع) ، كه مظهر كمال انساني است ، شتافت . بخشش کريمانه امام(ع) ، در دل حر ، شور و شعفي وصف ناپذير افكند . حر که اينک از بندگي ستم و سياهي آزاد شده بود ، از امام اجازه خواست تا هرچه زودتر به ميدان نبرد برود و وظيفه خويش را به انجام رساند . امام به او اجازه داد . حر به ميدان نبرد شتافت و پس از جنگي دلاورانه به شهادت رسيد .

آنچه بيان کرديم ، گوشه اي از صحنه هاي عشق و دلدادگي دلاور مردان و حماسه سازان قيام کربلا بود . ستارگان درخشاني که هريک در نهضت امام حسين (ع) ، نقشي جاودان از خود برجاي گذاشتند . در وصف آنان به جمله اي از امام حسين (ع) اکتفا مي کنيم که فرمود :
" من ياراني بهتر و برتر از ياران خود نديده ام و خانداني پايبند تر به صله رحم و نيکوتر از اهل بيتم نمي شناسم . خدا شما را به خاطر ياري من ، پاداش نيکو عطا فرمايد . "