استانکاپیسادرشمال افغانستان واقع است. استاني است هميشه سرسبز؛داراي درياي خروشان (جيحون)وزمين هاي زراعتي ؛باغهاي (انگور؛سيب ؛آلوبالو...)مساحت آن حدود64800 کیلومتر مربع و با جمعیت تخمینی 1770,000 نفراست. مركزاين استان بنام(محمودراقي)دراين استان 23باب ليسه(دبيرستان)ميباشد.دراين استان نساجي(شركت صنعتي گلبهار)ميباشد.
در این استان درسال1381 دانشگاهی به نام دانشگاه البیرونی آغاز بکار کرده است. == دراين دانشگاه رشته هاي (حقوق اداري ؛حقوق قضاي؛اقتصاد؛ادبيات فارسي؛شيمي؛فزيك ) تدريس مي شود
هرات يکی از قديمی ترين ولايات افغانستان است که ريشههای آن به آريانای باستان می رسد. برخی منابع غربی هرات باستان را بنام آريا ياد نموده اند. چنانچه در نتيجه تحقيق زنده ياد اکادميسين داکتر عبدالاحمد جاويد هرات باستان بگونههای ذيل آمده است:« آريا: Areia هرات يا هری، هريوا( هريرود= Arius ) آرييا Areia يونانی در اوستا Haroiva= Haraevaدر سنگ نوشته نقش رستم هره ايوه Haraiua و هم محل « اسکندر شهر» Alexandria Ariana ».
هرات قبل از کشف بحر هند در گذرگاه راه ابريشم قرار داشت و نقش بزرگ را در تجارت ميان نيم قاره هند، شرق ميانه، آسيای مرکزی و اروپا بازی می کرد. هرات از لحاظ موقعيت جغرافيايی در طول تاريخ بستر مناسب تلاقی مدنيتهای شرق و غرب نيز به شمار می رفت. ازينرو هرات يکی از گهوارههای تمدنی تاريخ پر بار افغاستان شناخته می شود. به قول آرنولد توين بی مورخ شهير بريتانيا طلايی ترين دوران تاريخ افغانستان را عصر کوشانيان تشکيل می دهد که کابل، بلخ و هرات درين درخشش نقش بزرگی تاريخی را بازی می کردند. اما طلايی ترين دوران تاريخ هرات را سده پانزدهم تشکيل می دهد هنگاميکه شهر هرات به پايتخت پرجلال شاهان تيموريان مبدل گرديده بود.
هلمند یکی از بزرگترین استانها (ولایت)های افغانستان به شمار میرود که در جنوب افغانستان قرار دارد. مردم این استان به زبان پشتو صحبت میکنند. مرکز این استان شهر «لشکرگاه»، مساحت آن 61/829 کیلومتر مربع و جمعیت آن 542000 نفر است. نام هلمند را در ایران بیشتر هیرمند می خوانند که در واژه به معنای دارنده آتش است و رودی است که از افغانستان به سیستان ایران و در پایان به دریاچه هامون می ریزد.
استان غور تقریباً در مرکز جغرافیایی افغانستان و در میان استانهای بامیان, ارزگان, جوزجان, فاریاب, بادغیس, هرات, فراه و هلمند قرار دارد. مساحت آن به 8/38 هزار متر و جمعیت آن به 300 هزار نفر بالغ میگردد. غور که در چار چوب اداری هرات قرار داشت, در سال 1342 به عنوان استان جداگانه تشکیل و شهر چغچران به عنوان مرکز آن تعیین گردید.
این استان دارای شش منطقه اداری به نام های: پسابند, تولک, تیوره, ساغر, شهرک و لعل و سرجنگل می باشد. در سال 1357 تعداد مدارس در این استان به 141 باب میرسید که در شش باب آن دختران آموزش می دیدند. تعداد آموزگاران و کارمندان آموزش و پروش در غور به 689 نفر می رسید (شمار تمام آموزگاران و مأمورین دولتی در استان غور از 1070 نفر در نمیگذشت) و مدارس, حدود 200 نفر آموزگار کمبود داشتند. شمار شاگردان همه مدارس در غور به حدود 16 هزار نفر می رسید و درصد باسوادان این منطقه به رقم پنج بالغ میگردید.
در غور معادن سرب, سیماب, نمک و همچنین آهن, زاک, زمج و طلا وجود دارد. عمدهترین مشغولیت مردم را کشاورزی و دامداری تشکیل میدهد. تعداد گوسفندان حدود سه میلیون رأس برآورد میشود و فراورده گندم بیشتر از 60 درصد نیازهای مردم را رفع نمینماید.
زبان مردم استان غور فارسی با گویش محلی است. در زمینه گویش فارسی غور تاکنون هیچ پژوهشی انجام نشده است. میتوان میان ویژگیهای گفتاری تحصیلکردگان که زبان کتاب و مدرسه در آنها نفوذ نموده و مردم عادی و محروم از سواد, تا جایی فرق قائل شد, لیکن به طور کلی, لهجه غور فرقهای فاحشی با زبان معیار کشور و گویش کابل دارد. نام غور، تلفظ دیگری از واژه فارسی «گَر» به معنی کوهستان است.
استان بدخشان یکی از استانها (ولایتها)ی کشور افغانستان است. بدخشان یکی از قدیمیترین مناطقی است که در شاهنامه فردوسی از آن یاد شده است. بدخشان همچنین در چامههای شاعران به کیفیت لعل خویش معروف بوده است. بدخشان در شمال شرقی افغانستان واقع است. این استان در سال ۱۸۹۶ میان دو امپراتوری بزرگ (روسیه تزاری و بریتانیا) به دو بخش تقسیم گردید. یک بخش این استان تحت نام بدخشان روسیه و بعدا منطقه خودگردان کوهستانی بدخشان شوروی با مرکزیت شهر خاروغ به روسیه تعلق گرفت، و بخش دوم با مرکزیت شهر فیضآباد به امارت افغانستان پیوست. روسیه و انگلیس آمودریا (جیحون) را به عنوان مرز طبیعی پذیرفته و توسط ستونهای مرزی نشانهگذاری شد. در سال۱۹۱۷ بعد از پیروزی انقلاب بلشویکی در روسیه بدخشان روسیه به شوروی در تشکیل جمهوری شوروی سوسیالیستی تاجیکستان تعلق گرفت.
مساحت بدخشان افغانستان ۴۳٬۶۲۶ کیلومتر مربع بوده و جمیعت آن بالغ بر ۴۹۷٬۰۰۰ نفر است، اکثریت باشندگان این استان را تاجیکان تشکیل داده و به زبان فارسی حرف میزنند .در بدخشان زبانهای دیگری به نام زبانهای پامیری (از خانواده زبانهای ایرانی شرقی) هنوز زنده هستند، و مردم به آنها تکلم مینمایند. بدخشان دارای کوههای بلند و رودخانههای خروشان است، فراوردههای عمده این استان گندم، جو، جودر (گندم سیاه)، جواری (ذرت)، و ارزن است، از جمله میوههای این استان توت و چارمغز (گردو)، و سیب آن مشهور است. بدخشان به داشتن معادن لعل، لاجورد و طلای خویش دارای شهرت است. این استان با جمهورهای تاجیکستان، پاکستان و استان سینکیانگ جمهوری مردم چین دارای مرز مشترک است.
کوههای مهم این استان خواجهمحمد، هزارچشمه و سفیدخرس نام دارند. رودخانههای مهم آن عبارتند از رود کوکچه، واخان، انجمن، وردج، تگاب، تنگی شیوا، پامیر، جرم، غوریسنگ، درواز، راغ. دریاچه (در فارسی افغانستان جهیل)های آن شیوا، زرقل و چقمقین نام دارند. از اماکن تاریخی آن میتوان از ویرانههای بهارک، اشکاشم و توپخانه زیباک و مقبره ناصر خسرو نام برد.