تبليغاتX
غزنی شهر من
شهر غزنی و نیازهای امروز و فردای آن
 بارگاه امام رضا علیه السلام

بارگاه امام رضا علیه السلام

Sample Image

Sample Image

Sample Image

Sample Image


Sample Image

Sample Image

|+| نوشته شده توسط محمد سلطانی در چهارشنبه یازدهم اسفند 1389  |
 امام سجاد (ع) ، پيشواي هدايت و روشنگري
امام سجاد (ع) ، پيشواي هدايت و روشنگري چاپ ايميل

در سالروز شهادت حضرت علی بن الحسین ، امام سجاد (ع ) قرار داریم . شخصیت بزرگواري که درجریان قیام امام حسین (ع) در سرزمین کربلا حضور داشت ، اما بنا به مشیت الهی زنده ماند تا پس از پدرش ، پرچمدار آئين رهايي بخش اسلام باشد . با عرض تسلیت سالروز شهادت امام سجاد (ع) ، فرازهایی از زندگی آن حضرت را بیان می کنیم .
امام سجاد (ع) در سال 38 هجری قمری در شهر مدینه ، ديده به جهان گشود و در حادثه کربلا حدود 23 سال سن داشت . امام سجاد با آنكه در عاشورای سال 61 هجری قمری ، به همراه پدرش به كربلا آمد ، اما بيمار شد و از شدت بيماري ، در بستر افتاد . در تاریخ آمده است که امام سجاد (ع) در لحظه ای که صدای پدرش امام حسین را شنید که فرمود : " کیست مرا یاری کند ؟ " با وجود ضعفی که در بدن احساس مي كرد ، از جا برخاست تا خود را به میدان نبرد برساند . عمه اش ام کلثوم با توجه به جسم ضعيف و ناتوان آن حضرت ، مانع رفتن ایشان شد ، اما امام سجاد (ع) فرمود : " عمه جان بگذار بروم تا درکنار فرزند پیامبر ، جهاد کنم . " درعين حال ، بيماري آن حضرت ، مانع از حضور ایشان در صفوف درگيري شد . تقدیر چنین بود که امام سجاد (ع ) زنده بماند تا نهضت امام حسین (ع) و آرمانهاي مهم آن را تداوم بخشد .
سيره اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی امام سجاد (ع) ، از زوایای گوناگون قابل بررسی است . حادثه خونین کربلا در عصر روز دهم محرم سال 61 هجری قمری با شهادت امام حسین (ع) و یارانش ، پایان يافت . در شرايط دشوار و بحرانی بعد از شهادت امام حسين ، امام سجاد (ع) ، در وضعيت جديدي قرار گرفت . به عبارت ديگر ، مرحله ديگري از نهضت امام حسین یعنی دوران پیام رسانی و تثبیت ارزشها و آرمانهای آن فرا رسیده بود .
نقش و عملكرد امام سجاد (ع) در رساندن پیام نهضت حسین (ع) بی همتاست . درحقیقت امام سجاد (ع) و عمه اش حضرت زینب (س) بودند که در سخت ترین و حساس ترین شرایط و در حفقانی بی سابقه در تاریخ اسلام ، هوشمندانه این رسالت را بر دوش کشيدند . سخنان و سیره امام سجاد (ع) در فرصتهاي مختلف پس از حادثه عاشورا ، نشان از حکمت و دوراندیشی آن امام بزرگوار دارد .
درواقع خطبه ها ، سخنرانی ها و یادآوری مصائب ، همگی هدفمند و حکیمانه بود . امام سجاد (ع ) در زمانی که به همراه کاروان اسراي كربلا به شهر کوفه رسید ، سخنانی نافذ و تاثيرگذار بیان فرمود ، به طوریکه فضای حاکم بر کوفه را به کلی دگرگون ساخت . امام سجاد (ع) پس از اینکه فضائل خود و اهل بیت پیامبر و امام حسین (ع ) را تشريح كرد ، مردم کوفه را مورد خطاب قرار داد که :
" ای مردم ، شما را به خدا سوگند ، آیا به خاطر دارید که به پدرم نامه ها نوشتید ، ولی با او نیرنگ کردید ؟ با او پیمان بستید و بیعت کردید ، اما با او جنگیدید ؟ ... با کدامین چشم در روز قیامت به رسول خدا می نگرید ، هنگامی که به شما بگوید اهل بیتم را کشتید و حرمتم را شکستید ؟ "
نقطه اوج سخنان امام سجاد (ع ) در شام و در حضور یزید ، حاكم ستمكار اموي بود . آن حضرت چنان از جنایات يزيد پرده برداشت و وي را رسوا ساخت که عرصه بر او تنگ شد . در این سخنان ، امام سجاد (ع ) به تبیین جایگاه اهل بیت پیامبر پرداخت و در معرفی خود چنین فرمود :
" ای مردم منم پسر فاطمه ، منم فرزند آنکه او را با لب تشنه شهید کردند . " امام پیوسته فضائل خود و خاندانش را بیان کرد تا آنجا که صدای گریه و شیون از میان مردم برخاست . یزید براي آنكه سخنان امام را قطع كند ، دستور داد اذان بگویند . خطبه ناتمام امام سجاد (ع) ، اوضاع را در شام بیشتر به هم ریخت ، بطوریکه امویان تصمیم گرفتند کاروان اسیران کربلا را به شهر مدینه باز گردانند . امام سجاد (ع) به اين ترتيب ، حتي در قلمرو فرمانروایی شام ، وجدانهای غفلت زده مردم را مخاطب قرار داد . پس از روشنگري هاي امام سجاد ، به تدريج انگیزه خونخواهی شهداي کربلا در مردم بيدار شد . لذا پس از حادثه كربلا ، قيامهاي متعددي چون جنبش توابین يا قیام مختار به وقوع پیوست .
امام سجاد (ع) با ورود به شهر مدینه ، هم به افشاگري عليه سردمداران ظلم و ستم ادامه داد و هم به تبيين معارف اصيل دين پرداخت . پس از قیام امام حسين (ع) ، جو رعب و اختناق شدید بر جامعه حاکم شده بود و حاکمان اموی ، آشکارا و جسورانه تر از گذشته به اشاعه فساد می پرداختند و ظلم و تعدی را همچنان در سرلوحه برنامه های خود داشتند . امام سجاد (ع) در آن شرایط بسيار سخت و نامساعد ، محور کار خود را تلاش برای ارتقای سطح فرهنگ و آگاهي و بصیرت مردم قرار داد . نقش امام سجاد (ع ) ، زدودن غبار جهل و تحریف از چهره تابناک اسلام بود . این درحالی بود که بنی امیه سعی داشتند مردم را به برخی مسایل ظاهری دین سرگرم سازند و از حقیقت آن دور کنند . درمقابل ، امام سجاد (ع) تلاش کرد كه مردم به معاني و مفاهيم حقیقی دین پی ببرند . این چنین بود که بسیاری از جويندگان علم و دانش ، درکنار ایشان گرد آمدند و از سرچشمه زلال علم امام سجاد بهره جستند .
یکی از خدمات معنوی و ارزشمند امام سجاد (ع) در سالهای پس از قیام کربلا ، بیان ادعیه ای غنی و پرمحتوا است . این دعاها هم اکنون در کتابی به نام " صحیفه سجادیه " گردآوری شده است . صحیفه هرچند سراسر دعا و نیایش است و تمام مطالب آن با زبان راز و نیاز انسان با پروردگار خود بیان شده ، ولی تامل در مفاهیم ژرف آن ، نشان می دهد که این دعاها فراتر از مناجات های معمولی است . امام سجاد (ع) با زبان نیایش ، اندیشه های غنی اسلام را درزمینه های اجتماعی ، اخلاقی و سیاسی براي مردم ، مطرح كرده است .
در زندگی امام سجاد (ع) آمده است که ایشان در هر فرصت مناسب ، خاطره کربلا را زنده می کرد ، گاه اشك مي ريخت و به بيان فجايعي مي پرداخت كه در روز عاشورا به وقوع پيوسته است . البته تاثر و اندوه امام ، موجب مي شد كه مردم به ابعاد جنايات امویان پي ببرند و آن را محكوم كنند ، حماسه کربلا نيز در اذهان زنده بماند .
امام سجاد (ع ) به سخاوت ، مهربانی و مردمداری شهرت داشت . عفو و گذشت و جوانمردی آن حضرت ، قلب های بسیاری را مجذوب ايشان كرده بود . مجبوبیت آن حضرت ، ناشی از كرامت اخلاقي ، ادب و رفتار شايسته و کمالات الهی بود ، تا آنجاکه حتی یکی از خلفای بنی امیه نیز به آن اعتراف کرد . ابن شهر آشوب مورخ اسلامی می گوید :
" روزی امام سجاد در مجلس عمر بن عبدالعریز ( حاكم اموي ) حضور داشت . وقتی آن حضرت مجلس را ترک کرد ، عمر بن عبدالعزیز به اطرافیانش گفت : شریف ترین و بهترین مردم نزد شما کیست ؟ همه گفتند : شما ای خلیفه / او گفت : نه ، هرگز ، بهترین و شریف ترین مردم کسی است که هم اكنون از مجلس ما خارج شد . او چنان قلب ها را به خود متمایل ساخته که همه دوست دارند مثل او باشند . "
امام سجاد (ع ) حدود 34 سال در مسند خطیر رهبری و امامت مسلمین قرار داشت . در طول این سالها ، امام سعي وافر داشت كه ابرهاي تيره جهل را از آسمان انديشه ها كنار بزند تا خورشيد حقيقت بر مردم بتابد . مداومت و استمرار فعالیتهای امام سجاد (ع) در عرصه های فكري و فرهنگي ، روز به روز بر دامنه آگاهی مردم می افزود و ماهيت واقعی امویان را در نزد افکار عمومی روشن تر می ساخت . امام سجاد (ع) حیاتی تازه به علوم و معارف اسلامی بخشید و بستر لازم را برای تلاشهاي فکری فرزندش امام محمد باقر (ع) فراهم کرد . البته در تمام این سالها ، آن حضرت در معرض کینه ورزی و دشمني حاکمان تبهكار اموی قرار داشت و آنها سعی داشتند این زبان گویای اسلام را خاموش كنند . تا آنكه سرانجام ولید بن عبدالملک ، حكمران مستبد اموي ، تصميم گرفت كه امام سجاد را از سر راه خود بردارد . به اين ترتيب ، امام در چنين روزي در سال 95 هجری قمری طی دسیسه ای مسموم و به شهادت رسید .
ضمن گرامیداشت مقام این امام بزرگوار ، به گزیده ای از سخنان ایشان گوش می سپاريم .
امام سجاد (ع ) فرمود :
" از نشانه های معرفت و کمال دین مسلمان این است که سخنان بیهوده را ترک کند ، کمتر جدل نماید و صبور و خوشخو باشد . "
از ایشان نقل شده است که فرمود :
" همه خیر در این است که انسان از خود ( دربرابر آلودگیها و بدیها ) صیانت کند . "
" تفکر ، آیینه ای است که مومن ، نیکی ها و بدی های خود را در آن مشاهده می كند ."
سالروز شهادت امام سجاد (ع) بر تمامی علاقمندان حضرتش تسلیت باد .
سه شنبه 8 جدی 1388

 
|+| نوشته شده توسط محمد سلطانی در دوشنبه بیست و یکم دی 1388  |
 حماسه سازان نهضت حسيني
حماسه سازان نهضت حسيني چاپ ايميل

تاريخ چون آئينه اي ، حوادث تلخ و شيريني را كه در آن رخ داده ، منعكس مي كند . در ميان حوادث تاريخ اسلام ، واقعه کربلا ، از ويژگي خاصي برخوردار است . حماسه امام حسين (ع) ، به عنوان نماد رويارويي حق و باطل و جانبازي در راه دين ، شناخته شده است . نهضت امام حسين (ع) نه تنها يک رويداد ، بلکه يک فرهنگ زنده و حركت آفرين است . فرهنگي برخاسته از متن اسلام که نقشي حياتي در پايداري و استمرار ارزشهاي متعالي دين ايفا کرد . اين رويداد در مسير زمان ، چون چشمه اي جوشان ، تشنگان حقيقت و عدالت را از آب زلال سيراب کرده و الهام بخش بسياري از نهضت هاي حق طلبانه شده است . صحنه هاي اين قيام ماندگار و نقش آفريني حماسه سازان آن، همواره الگويي جاودان براي انسانهاي با بصيرت و عدالتخواه بوده است .

اين حقيقت در سپاه امام حسين (ع) به خوبي مشهود بود که ياران امام ، آگاهانه به آن حضرت پيوسته بودند و با عشق و شور و ايمان پا به عرصه جانبازي مي گذاشتند . براي امام حسين (ع) و يارانش درد ناشي از جهل و ناداني مردم ، سخت تر از زخم شمشيرها بود . از اين رو ، زدودن پرده هاي جهل از افكار مردم ، جهادي مهم براي آنان محسوب مي شد . در تاريخ کربلا آمده است که اکثر ياران امام ، با جملاتي روشنگرانه و آگاهي بخش ، به ترسيم حقيقت مي پرداختند . ياران امام حسين (ع) در هنگام نبرد ، ابتدا در قالب اشعاري حماسي و سخناني پرشور ، امام و خاندان پيامبر را معرفي مي كردند و سپس به ميدان كارزار پا مي نهادند . اين نشان مي دهد که دشمن ، تبليغات گسترده و مستمري را براي تخريب چهره خاندان پيامبر آغاز كرده بود . اين مسئله ، ياران امام را بر آن مي داشت كه در هر فرصتي از سيره و راه و روش امام حسين دفاع كنند . امام حسين (ع) و يارانش الگوي پرهيزگاري و رشادت بودند . آنها به واسطه تعالي روح و انديشه پاك خود ، نمي توانستند دربرابر ظلم و تباهي و فساد سكوت كنند . انجام رسالت خطيري که بر دوش ياران حسين بن علي (ع) در کربلا نهاده شده بود ، جز از طريق آراسته شدن به فضائل انساني امکان پذير نبود . بدون شک ، مجموعه اي از ويژگي هاي برجسته انساني در جوانان و نوجوانان کربلا به چشم مي خورد كه آنان را به عنوان دلاورمردان تاريخ ، جاودانه ساخت . ياران حسين بن علي (ع) ، به کامل ترين مراحل ايمان دست يافته بودند و از خود گذشتگي ايشان ، از ايمان والاي آنها حكايت مي كرد .


برجسته ترين خصوصيت حماسه سازان کربلا ، وفاداري آنان به امام حسين (ع) و آرمانهاي آن حضرت بود . آنان در سخت ترين شرايط ، حاضر نشدند عهدي را که با امام خود بسته بودند ، نقض كنند . در ميان ياران و اصحاب امام حسين (ع) ، حضرت عباس (ع) از جايگاهي ممتاز برخوردار بود . نام ايشان هميشه با صفت رشادت و وفاداري ، قرين است . عباس پسر حضرت علي (ع) و برادر امام حسين (ع) بود و مادرش امّ البنين نام داشت . عباس جواني رشيد و دلاور بود . او از نظر فضائل روحي و اخلاقي و کمالات علمي در ميان جوانان و مردان خاندان امام حسين ، شاخص بود . حضرت عباس را به خاطر سيماي جذابش ، قمر بني هاشم يعني " ماه بني هاشم " لقب داده بودند . او از کودکي ارادتي خاص به امام حسين (ع) داشت و همواره مراتب ادب را نسبت به برادر به جاي مي آورد . در قيام کربلا ، فرماندهي سپاه به حضرت عباس واگذار شد . محافظت از امام حسين(ع) ، پاسداري از خيمه گاه زنان و کودکان و جانبازي براي رساندن آب به فرزندان امام حسين ، زيباترين و حماسي ترين جلوه هاي زندگي حضرت عباس در کربلا بود . در کربلا ، سپاه يزيد براي به زانو درآوردن امام حسين و يارانش ، آب را به روي آنها بست . هنگامي که تشنگي ، فرزندان حسين را بي تاب کرد ، عباس (ع) داوطلب شد که براي آنها آب بياورد . او با دلاوري كم نظيري ، محاصره دشمن را در هم شکست و خود را به رود فرات رساند . دستانش را در آب فرات فرو برد . آب زلال و گوارايي كه در رودخانه موج مي زد ، عباس را بر آن داشت تا از جرعه اي از آن را برگيرد و بنوشد ، زيرا كه جانش از شدت تشنگي مي سوخت . اما ناگهان به ياد فرزندان تشنه حسين افتاد ، آب را ننوشيد و رها كرد . مشک را پر کرد و سراسيمه به سمت خيمه ها حرکت نمود . در اين هنگام ، دشمن با تيري دست او را قطع کرد . او مشک را با دست ديگرش گرفت تا به خيمه امام حسين برساند . اين بار دست ديگرش نيز قطع شد . حضرت عباس (ع) درصدد بود که به هر طريق ، خود را به خيمه گاه و کودکان تشنه برساند . از اين رو مشک را به دهان گرفت . اما رگبار تيرهاي دشمن ، او را نشانه گرفتند و بر پيكر او فرود آمدند . به اين ترتيب ، عباس (ع) به شهادت رسيد .


سرزمين کربلا ، شاهد رشادتهاي بي نظيري از فرزندان و ياران حسين بن علي (ع) است . قهرمان ديگر اين عرصه ، علي اکبر فرزند امام حسين (ع) بود . او جواني رشيد و دلاور بود و از نظر سيما ، شباهت زيادي به جدش رسول خدا (ص) داشت . علي اکبر در فضيلت و سخنوري نيز جواني ممتاز بود . زماني که علي اكبر خواستار رفتن به صحنه کارزار شد ، امام حسين (ع) با تمام علاقه اي که به وي داشت ، به او اجازه نبرد داد . فرزند رشيد امام ، راهي ميدان جنگ شد . امام حسين (ع) در حالي که قامت فرزندش را مشاهده مي کرد ، به درگاه خدا چنين عرضه داشت : " خدايا ! شاهد باش جواني به مبارزه مي رود که اخلاق ، سيما و گفتارش از همه به رسول خدا شبيه تر است . ما هر وقت شوق ديدار پيامبر را داشتيم ، به او مي نگريستيم ." علي اکبر ، فرزند امام با شهامت جنگيد و تعدادي از دشمنان را از پاي درآورد . پس از آن ، سربازان يزيد ، به صورت ناجوانمردانه از پشت به او هجوم آوردند و علي اكبر را به شهادت رساندند .

در ميان ياران حسين بن علي (ع) ، افرادي کهنسال نيز ديده مي شد . برخي از آنان از صحابه رسول خدا (ص) بودند . در ميان آنان ، حبيب بن مظاهر ، چون ستاره اي مي درخشيد که بارها در کنار رسول خدا (ص) و امام علي (ع) به دفاع از آئين پاك اسلام پرداخته بود . حبيب بن مظاهر با وجود سن زياد ، دلاورانه در صحنه کارزار جوشيد و خروشيد ، سپس به شهادت رسيد . يار قديمي او " مُسلم بن عُوسَجه " به همراه حبيب بن مظاهر از کوفه به کاروان امام حسين (ع) پيوسته بودند . دقايقي بعد از حبيب ، مسلم بن عوسجه نيز به شهادت رسيد . مسلم بن عوسجه جمله اي معروف دارد که خطاب به امام حسين عرض كرد : " اگر هفتاد بار کشته شوم و باز زنده شوم ، دست از ياري تو بر نمي دارم ."


"وهب" از ديگر حماسه سازان کربلا بود . او جواني مسيحي از کوفه بود كه با شنيدن پيام امام حسين (ع) ، با همسر و مادرش به سوي کربلا حرکت کرد . وهب ، مجذوب ظلم ستيزي ، حق طلبي و شجاعت امام حسين (ع) شده بود . او امام حسين را نماد اسلام مي ديد و از شدت علاقه به آرمانهاي امام ، به اسلام گرويد . در روز عاشورا ، به توصيه مادرش و با اجازه امام حسين(ع) به ميدان رفت . نقل شده است که وهب 19 سوار از سپاه دشمن را از پاي درآورد . آنگاه از ناحيه دو دست مجروح شد و به شهادت رسيد . دشمن سر بريده وهب را به سوي لشگر امام حسين (ع) پرتاب کرد . مادر وهب ، سر فرزند را در آغوش کشيد و سپس به نشانه اعتراض به دشمن ، سر وهب را به سوي لشگرگاه آنان انداخت . وهب به هنگام شهادت 25 سال داشت .
داستان نوجواني شجاع و آزاده به نام قاسم پسر امام حسن (ع) همواره در جريان نقل رويدادهاي عاشورا ، شنيده مي شود . قاسم ، برادرزاده امام حسين (ع) و فرزند امام حسن (ع) بود . در شب عاشورا هنگامي كه امام حسين (ع) به اصحاب خود ، خبر شهادت در راه خدا داد ، حضرت قاسم پرسيد : عموجان آيا اين فيض بزرگ نصيب من هم مي شود ؟ امام که تحت تاثير سخنان قاسم قرار گرفته بود ، از او پرسيد : پسرم مرگ در کام تو چه طعمي دارد ؟ قاسم پاسخ داد : مرگ در راه حق ، برايم از عسل شيرين تر است . در روز عاشورا ، قاسم كه نوجواني 13 ساله بود ، با اصرار زياد از امام اجازه گرفت و به ميدان نبرد رفت . او پس از معرفي خود ، دلاورانه به سپاه دشمن تاخت و سرانجام به شهادت رسيد .

حُرّ بن يزيد رياحي از ديگر دلاورمردان صحنه کربلاست که داستاني شنيدني دارد . حر در ابتدا از ياران امام نبود و يکي از سپاه هاي دشمن را فرماندهي مي كرد . در واقع سپاه حر ، اولين گروهي بود که قبل از روز عاشورا ، با کاروان امام روبرو شد . برخورد ملاطفت آميز امام با لشگريان حر ، او را به شدت تحت تاثير قرار داد . امام ، سپاه حر و حتي اسبان آنها را كه بسيار تشنه بودند ، سيراب كرد . در روز عاشورا ، در هنگامه نبرد ميان حق و باطل ، در درون حر نيز غوغايي عظيم برپا شد . جبهه امام حسين (ع) ، نماد پاكي ، جوانمردي و تمام فضيلتهاي انساني بود ، ولي جبهه مقابل ، كانون ناجوانمردي ، دد منشي و رذالت بود . حر در تعبيري ، حالات دروني خود را مانند کسي توصيف مي كرد كه ميان جهنم و بهشت گرفتار آمده است . بالاخره ترديد حُر به يقين تبديل شد و او تصميم خود را گرفت . او با عزمي استوار ، از همراهي باطل سرپيچي كرد . لذا اردوگاه باطل را ترك كرد و به سوي امام حسين (ع) ، كه مظهر كمال انساني است ، شتافت . بخشش کريمانه امام(ع) ، در دل حر ، شور و شعفي وصف ناپذير افكند . حر که اينک از بندگي ستم و سياهي آزاد شده بود ، از امام اجازه خواست تا هرچه زودتر به ميدان نبرد برود و وظيفه خويش را به انجام رساند . امام به او اجازه داد . حر به ميدان نبرد شتافت و پس از جنگي دلاورانه به شهادت رسيد .

آنچه بيان کرديم ، گوشه اي از صحنه هاي عشق و دلدادگي دلاور مردان و حماسه سازان قيام کربلا بود . ستارگان درخشاني که هريک در نهضت امام حسين (ع) ، نقشي جاودان از خود برجاي گذاشتند . در وصف آنان به جمله اي از امام حسين (ع) اکتفا مي کنيم که فرمود :
" من ياراني بهتر و برتر از ياران خود نديده ام و خانداني پايبند تر به صله رحم و نيکوتر از اهل بيتم نمي شناسم . خدا شما را به خاطر ياري من ، پاداش نيکو عطا فرمايد . "

 
|+| نوشته شده توسط محمد سلطانی در جمعه هجدهم دی 1388  |
 بناهای تاریخی افغانستان
بناهای تاریخی افغانستان
Sample Image

Sample Image

Sample Image

Sample Image

Sample Image

Sample Image

Sample Image

Sample Image

Sample Image

Sample Image

Sample Image

Sample Image

Sample Image

Sample Image

Sample Image

Sample Image

Sample Image

Sample Image

Sample Image

Sample Image

Sample Image

Sample Image

Sample Image

Sample Image
|+| نوشته شده توسط محمد سلطانی در چهارشنبه سی ام بهمن 1387  |
 

|+| نوشته شده توسط محمد سلطانی در چهارشنبه سی ام بهمن 1387  |
 
 
بالا